5/18/2002

ميخوام داد بزنم(1)
1-...-عمو چقد نازه! اسمش چيه؟
-صنوبر:
همه ء خرگوشا اسمشون صنوبره...اما نميذارن ببينمش...نميذارن!نميدارن! نميذارن!!!!! من صنوبرمو ميخوام!من صنوبرمو ميخوام!اي خدا....اي خدا كجايي؟ لعنتي !داري چيكار ميكني؟
هاهاهاهاها ،خدا خسته شده،خدا خستس! هاهاهاها: سر درد داره ،قرصاشم نميخوره...
2-...-اومدم پيشت ،اومدم پيشت بمونم..منم ميخوام ديوونه بشم!
-بايد زياد شيشه بشكوني... شيشه...شيشه ...يه شيشه ء بزرگ...
3-... - ما بايد نظر آخرو رو اين پرونده بديم، ما از حق خودمون ميگذريم، واسه چك برگشتياش بايد حساب پس بده ..بقيه مسايل به كنار...
4--...مادرشونو به عزاشون ميشونم .. حالشونو جا ميارم ،كثافتا ..گها،گها،گها،گه!گه!گه!...
-خب با با...يكاري نكن همه همسايه ها از بوش خفه بشن.(!)..
5-...-لعنتي من كه سرم تو زندگي خودم بود،تو منو صدا كردي ،تو... من دارم ازدواج ميكنم،ولي تكه ء گمشدمو ميخوام..
- پدر من 50 سال با مادرم زندگي كرد...50 سال زندگي سالم...50 سال زندگي بدون عشق...برو! برو واسه اون پسره زن خوبي باش ، برو...
××××××
دانستيهاي پزشكي: تا حالا شده يه قارچ بينينو (نخورده) مسموم بشين؟
اطلاعات عمومي:
سوال: رسول ملا قلي پور كيست؟
الف) يك انقلابي شجاع
ب)يك انسان منحرف و معلوم الحال
ج)يك ايده آليست واقعي
د)يك كارگردان روشنفكر پيشرو
و)يك “بيزينس من“ موفق
ه)يك شاعر سينما
ي) يك بسيجي عقده اي
...)يك هنرمند متعهد...يك ديوانه ء زنجيري...يك... 4=2×2؟
000
ــــــــــــــــــــــــــــ
* چون وبلاگم voice نداره با قيش باشه واسه يه روز ديگه!!!!!!

5/15/2002

پشت چراغ قرمز(6)
خب امروز فك ميكنم يه كم آروم ترم.ميتونم مثل يه نوار، بهداشتي حرف بزنم.خب تا كجاش گفتم؟
آها! مبحث شيرين پليس 110 :
خلاصه گشتيمو گشتيم يه تلفن عمومي پيدا كرديمو انگشتمون چرخيد:1-1-0يه يارو ريشو(!) از اون ور گوشي رو برداشتو گفت:پليس 110 بفرماييد...
مام كه از همه طرف سوراخ سوراخ بوديم،20 دقيقه ،حسابي پرش كرديم كه :آره جناب سروان اينجوري شد و اونجوري شد كه بنده الان با شما تماس گرفتم تورو حضرت عباس! يه كاري واسه ما بكنين !!!!يارو هم كه تو تموم اين مدت ساكت بود،خيلي خونسرد برگشت گفت :اين مورد به 110 هيچ ارتباطي نداره برين كلانتري محلتون! تا گفت محلتون ياد يكي از رفيقاي قديميم افتادم كه هروقت تو تخته انمون ميكرد،غيض منو در ميا وردو كري ميخوندكه برو تو محلتون بازي كن!!! يهو سيمام اتصالي كردو شروع كردم به گلايه محترمانه كردن(!): همين ديگه !...زرتو زرت تو تلويزيون قمپوز در ميكنين كه ما اليم ،بليم ...در اسرع وقت...هليكوپتر..هواپيما...هر شبم يه عده آدم فقير بيچاره رو گير ميارين يه پونصدي كف دستش ميذارين كه بياد تو تلويزيونو اداي دزداي دستگير شده ء اون روزو، واستون دربياره !شما ها وجدان ندارين كه ...شرف...خلاصه بعد از اينكه كلي به آسمونو ريسمون فحش دادم،احساس كردم يه كم خالي شدمو گوشي تلفونو (كه بعد از گفتن كلمه ء محلتون يه ريز بوق آزاد ميزد...)،گذاشتم!بعدشم تلپو تلپ راه افتادم طرف كلانتري محل.
وقتي رسيدم به كلانتري ، بعد از اينكه دم در كلي مارو سين جيم كردنو گشتن،يارو گفت برو پيش افسر نگهبان.گفتم :ببخشيد جناب افسر...كدوم اتاق هستن؟ داد زد :برو تو خودت ميبيني! بعد يهو يكي نعره زد:خار ك...!مگه تو ديروز نگفتي كه همه پولاتو پس ميدم؟برگشتم ديدم يه يارو عين ابولهول بالا سرم وايساده...گفتم: ببخشيد قربان من پول كسي رو نخوردم،من آ‎دم آبرو داري هستم،كارمندم،اينم فيش حقوقيم...(كه يا دم اومد همه چيمو بردن،فيش ميشي تو بساطمون نيست كه...!)يارو دوباره گفت:مادر ... ! بهت گفتم من خودم چك برگشتي دارم،نگفتم؟گفتم اوضام بيريخته،نگفتم؟گفتم :قربان معذرت ميخوام ،شما اصلا همچي مطلبي به بنده عرض نكردين. حتي روحمم خبر نداشت شما اوضاتون بيريخته ،شما اشتباه... كه يهو يخمو گرفتو منو كشوند طرف ديوار كه:ها؟ ها شا ميكني؟ نشونت ميدم،ك...كش! بعدشم دست پونصد كيلوييشو بلند كردو شترق...! مام كه ورزشكار،ولو شديم كف كلانتري...
خلاصه مردم اومدنو جدا كردنو بعد از چن دقيقه كه حالم جا اومد،يكي بهم گفت:داداش غصه نخور! اين يارو ديوونست الان چن سالي ميشه كه مالشو خوردن...اونم يهو قاط زدهو هي تو پاركا ميگرده دنبال مالخوراش.تا حالا چن تا رهگذر بيچاره رو هم سقط كرده...! ديكه اينام از دستش كلافه شدن،هي ولش ميكنن هي دوباره مردومو ميگيره زير مشتو لقد!
تازه داشت حالم جا ميومد كه يهو دوباره حالم عوض شد يني حالي بحالي شدم:بد فرم! خدا اون روزو نياره چشمتون به اين چيزا بيفته...ديدم يه دختره تلقوتلق اومدتو، عين نون بربري! تپل،سرخو سفيد ،ژيگول ميگول!هر ناخونش يه رنگ بود:آبي، قرمز، قهوه اي... انگار از قصد ،مانتوشو زور چپون كرده بودن كه موقع را رفتن تموم كلانتري با پستوناش بچرخونه! جاتون خالي نباشه، آب از لبو لوچه ء سرباز وظيفه ها راه اوفتاده بود من كه هيچي! انگار نه انگار كه چن ديقه پيش وسط كلانتري ولو بودم...بعد يه جناب سرهنگي يهو سرو كلش پيدا شد كه:خواهرا...خواهرا كجان ؟ يه چادري چيزي رو اين بندازين بابا...هنوز حرفش تموم نشده بود كه يه پسره 17-18 ساله پريد جولوشو دستاشو كه دسبند زده بودن گرفت رو سرشو گفت: جناب سرهنگ !بخدا من كاري نكردم، اونم دختر خالمه ميخواين زنگ بزنين خونه...يكي ديگه از اونور سالون پا شد، يه پوزخندي زدو گفت:يا لاه، چاكريم جناب سرهنگ! سرهنگه هم يه چشمك زيرزيركي بهش زدو گفت:اه پسر باز كه تو اينجايي..،بعدشم رفت نميدونم چي در گوشش گفت كه هردو زدن زير خنده.من هرچي دقت كردم چيزي از پچ پچاشون حاليم نشد،فقط شنيدم هي نيم كيلو يك كيلو ميگفتن..

5/13/2002

چولومبه جون هر چي سعي كردم باحالاشو تيك بزنم از 43 بيشتر نشدم ااااااااه ...! از كليد امتيا زا هم فهميدم احتمالا ملا نصر الدينم!

منو شعر جفتمون قاط زديم بابا خيلي باحالي...

اطلاعييه:
(1)
..موشه اومد آب بخوره،افتادو دندونش شكست...
همهمه شد ،ولوله شد،زنجير مرغا پاره شد
فيله افتاد تو آتيش،تو آتيشا بيچاره شد
يكي گفت :من ديگه نمينويسم!
يكي گفت: جواب خدا رو كي ميده؟
يكي گفت: من كله گنده ميدم!
من من كله گنه،من من كله گنده....
********************************
خورشيدو راحتش بذارين!من كه به اين نتيجه رسيدم ...
(2)
محض اطلاع خوانندگان اونور آب(!) عرض كنم كه، چنته نه به معني چادرو چاقچوره (اون چفيه است مجيد جان)،نه به معني زاد و توشست،نه به معني آلت تناسلي!
در اينور آب يه كارخونه اي هست كه سالهاست داره يه پودر اسيدي تقريبا خاكستري توليد ميكنه كه باهاش فاظلاب حموم،آشپز خونه ،انواعو اقسام توالتاو سوراخ بينيتونو باز ميكنه تا خوب بو بكشين .
اسمشم چنته ست!

پشت چراغ قرمز(5)

هي با خودم گفتم : پسر تو كه بچه نيستي، اگه قرار بود امنو اموني تو اين خراب شده باشه،اول ميرفتن توالت عمومياشونو امن ميكردن *كه از هر 4 تاش ،3تاش رودخونست(!)، يا ميرفتن مرغ همسا يمون ،+قمر خانومو+ ميپا ييدن كه غاز نشه...اگه قراره كه همه چي روبراه باشه كه نباس من از صب تا غروب، خ.. مدير عاملونو بمالونم كه 10 ساعت اضافه كاريمو،حسابدار آخر ماه هاپولي نكنه ، ديگه شاعر نميگفت:
دل ميرود زدستم صاحبدلان خدا را
ما انقلاب كرديم يا انقلاب ما را...

خلاصه ما ،گيج واگيج تو خيابون ،مي چرخيديمو وسط فكراي روشنو تاريكمون دنبال راه حل ميگشتيم كه احساس كردم بو لنت سوخته مياد ... يهو يكي داد زد:اسكل ! مگه كوري ؟ما شين به اين گندگي رو نميبيني؟! نيگاه كردم ديدم يه پاجرو لب شلوارم ترمز كرده...با خودم گفتم:جهنمو درك! (بايد آروم باشم،بايد فكرمو متمركز كنم، بايد يه راه حل منطقي پيدا كنم...)باهاس دست كم سند قرار داد و برگاي شركتو زنده كنم!پس اولين كار اينه كه فك كنم ببينم :
كجا (اين نزديكيا )آشنا دارم ،اول برم يه نخ سيگار ازش بگيرم...(!)
انگار يارو پير مرده فكرامو مي شنيد ، اومد جلو يه لبخند زدو گفت: غصه نخور پسرم!من از اولش داشتم نيگات ميكردم،ازين بي انصافا زياد پيدا ميشه، زندگي ازين بالا پايينا زياد داره ...بعد در حالي كه داشت با يه دست عينكشو جابجا ميكرد،يه جعبه بهمن سوييسي از جيبش در آووردو يه سيگار دم لبش گذاشتو گفت:ميكشي؟...
نيگا كردم ديدم همون ياروهس كه داد ميزد: اينا با هم همدستن. با خودم گفتم:واي !!!دوباره گير يكي ازين پيرمرداي كس خل افتادم،الان ميره تو تريف كردن جوو نياشو دهنمو مي ...ولي از اونجا كه داشتم واسه سيگار له له ميزدم،ازش تشكر كردمو روشن كرد... اين كه چيا گفتيمو شنيديمو ديگه همتون ميدونين فقط همينو بگم كه آدرس كلانتري ناحيه ... رو بهم دادو راضيم كرد كه يه تيري تو تاريكي بزنموبرم اونجا .مام كه ميخواستيم نشون بديم خيلي حرفاش رومون تاثير گذاشتهو پخته شديم گفتيم: جناب ببخشيد شما موبايل دارين، يه زنگ بزنم 110؟گفت نه! اين چيزا سرطان زاست بابا جون!باور نميكني؟ ...داشت روزنامه زير بغلشو در مياوورد كه گفتم :مرسي پدر جان ، من بايد برم!
بعد با هزار چكو چونه يه تاكسي دربست گرفتمتو رفتم طرف خونه.تو راه داشتم فك ميكردم اااه... تو نيم ساعت چه برنامه هايي برام پيش اومد،خوب شد وسط اين اعصاب خورديا كنسرت پاواروتي نداشتم !وگرنه يا از موتور ميفتادم پايين ،يا زير اون پاجروهه ميرفتم،يا دراثر تصادف با يه پيرمرد سردو گرم چشيده ،فوت ميكردم! يه بهمن سوييسي به ما داد،دهن ما رو گايييييييد! ......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اوضاع داره بي ريخت ميشه، خيلي شاكيم!اونقد تو حس اون موقمم كه ديگه سه نقطه نميذارم! مثل ما گه شانس باشين!
(آدم حسابيام كه ديكه وبلاگ نمينويسن ) شمام با قيشو نخونين!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*آخه بچه مثبتا توش زياد ميرينن ،آبم روش نميريزن ،فاضلابشون ميگيره ، بعد دوباره روش ميرينن،آبم روش زياد ميريزن ...(!) چنته ،بنده خدام كه از همه جا بيخبر....

اطلاعييه:
تا اطلاع ثانوي خورشيد تعطيله! لطفا در مصرف
ماه صرفه جويي كنيد...(فقط دوست دارم دستم به توالت دشمناش برسه،همچي پرش كنم كه تو پذيراييشون برينن!)

5/11/2002

درس زندگي:
هر كه نان از عمل خويش خورد
از حقوقش دو سه ماه پيش خورد
(اينو يكي پشت چراغ قرمز زمزمه ميكرد...)

پشت چراغ قرمز(4)
آره داشتم ميگفتم، ما رفتيم يه كفش خريديم:مفت! راستش قيمت كفشه 19000 تومن بود ،يا رو داشت خودشو پاره مي كرد كه بابا بخدا ازين پايين تر صرف نمي كنه ،من ميگفتم بابا اذيتمون نكن ديگه ،هرچي پول تو آسمون اين مملكته شما ها بارونش ميكنين ،يه بانك بگو كه پنجرش رو به اتاق نشيمنتون وا نشه ،داداش تو اگه كفتر چاهي رو بوقلمون نكني كي بكنه؟كوتاه بيا جون من ... يارو ديد: نه بابا! ما مثال اينكه بخرش نيستيم ، هي داريم پرتو پلا ميگيم،كفشه هم كه با هر تكون من يه راست پنجگاه ميومد،.يهو سيماش اتصالي كرد و كفشو از دستم قاپيد و گفت:داداش تو كه پول نداري واسه چي دنبال كفش ترك ميگردي؟! خلاصه منم يهو بهم برخورد و 18500 گذاشتم رو ميزو همونجا كفش تركه رو پوشيدمو پاواروتي رو انداختم جلو مغازش! داشتم دور ميشدم هنوز داشت ميخوند:پشت درو انداختي ننه /با خوبو بدم ساختي ننه...
منم با بغض زمزمه ميكردم:خداحافظ،براي تو جه آسان بود/ولي قلب من از، اين واژه لرزان بود /تو وقتي پر زدي دل با تو پر پر زد /فقط غم بود كه اومد حلقه بر در زد آه!...
تو همين فكروخيا لا بودم كه يهو ديدم همه حقوق اول ماهم داره عين پرنده تو آسمون بال بال ميزنه،همراه با كيفو گواهينامه ودسته كليدام!
يارو موتوريه خيلي تيز بود ولي نامرد نبود (آخه جعبه خالي كفش خوشگل تركمو نقاپيد!).خلاصه تو فكر با مرام بودن ياروهه بودم كه يهو از روياهام اومدم بيرون:كيف پولم كو؟آي......!
دزد!بگيرينش،بگيرينش..! ديدم يه موتوريه ديگه ،پشت سرش رسيدو يه نيش ترمز جلوم زد:داداش بپر بالا اين خار ك... رو بگيريمش!مام مهلت نداديم، چار پنجولي پريديم(روش نه ها..!)پشت تركش! يه يارو پير مرده هم از اون ور داد زد :آقا نرو ،آٌقا نرو ،اين باهاش هم دسته...
حالا هي ما گاز بده هي دزده.. يارو سوپرمنه هم يه ريز فش ميداد: بيناموس!داداش بذا بگيرمش دهنشو مي ..! حروم خور بي پدر ... !خلاصه يارو خيلي تيز ميرفت ،زد تو خيابون يه طرفه و گازو گرفت ،مام پشت سرش. يه هو ديدم داريمTake off ميكنيم منتها از رو يه بنز خاور!دادزدم:آقا!... آقا بپا......
نه نترسين ،نمرديم، دست پامونم نشكست، زانومونم سا لم بود،خراشم برنداشتيم،موتور ياروهه هم هيچيش نشد،حتي چپم نكرديم...ولي يارو دزده در رفت!
موتوريه هم كه ت .. تو دهنش اومده بود، ديگه نيگامم نكرد،يه تمرمز زدو گفت داداش شرمنده، بپر پايين! مام مونديم وسط خيابون هاجو واج!
بدبخت شدم،خدايا چيكار كنم؟!حالا پولش يه طرف، مدارك شركت،گواهينامه،كارت پايان خدمت،دسته كليدم.. چه خاكي تو سرم بريزم ؟!زنگ بزنم:110؟ برم كلانتري.؟......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* بقيش باشه واسه بعد... مثل ما خوش باشين!



5/10/2002

پشت چراغ قرمز(3)
چن وقتي بود اين كفش با صاحاب ما موسقيدان شده بود،آروم آروم كه قدم مي زدم شور مي زد ،يه كم كه تند تر ميشد ميرفت تو اصفهان ، صبا كه ميخواستم برم سر كار دشتي مي زد،اگه غلط به كارمون ميشد و بعد از سالي ماهي يه بار مي رفتيم كوه ،تا پام ميرفت رو يه سنگ و صخره،مي رفت تو مايه ء ابوعطا!
مرتيكه پر رو همش زبونش دراز بود... فرقي نمي كرد مهموني باشه،پيش زيدمون باشه،جلو بابا ننه باشه ...يه روز مدير عامل شركت ما رو خواست و گفت كه تا يه ساعت ديگه يه جلسه خيلي مهم داريم يه قرار داد چربو چيليه حواست باشه سوتي موتي نديا!گفتيم:چشب جناب مهندس ،خيالتون جمع،همچي كلاس بذارم فك كنن دارن با Microsoft قرار داد مي بندن!جاتون خالي دو ساعت از امكانات پيشرفته و كلاس سيستم مديريتي شركتمون بلغور ميكرديم...بعد يارو مدير عامل شركته رو دعوت كردم تشيف بيارن از نرم افزاراي فوق پيشرفته ء ما بازديد كنن،آقا تا رفتيم دم كامپيوتر يه هو كفشه شرو كرد به تكنو زدنو ما ليز خورديم رو پاركتاي كف شركتوبا كله رفتيم تو مانيتور!كيس و مانيتور و اسكنروپرينتر و ... ولو شد كف اتاق!آخرشم قرار داد ريده شد توش!
خلاصه پيرمو در آورده بود،ولي از اونجا كه شاعر ميگه : قناعت توانگر كند مرد را ما هم نميرفتيم يه كفش درستو حسابي واسه خودمون بخريم.تا اينكه يه روز اونقد پامو اذيت كرد كه به خودم گفتم:كون لق شاعر، برم يه كفش بخرم بابا..
خلاصه رفتيم خيابون وليعصر وكلي بالا پايين كرديم ،چونه مونه زديم گفتيم بابا كارمنديم ،بدبختيم ،بيچاره ايم ارزون تر ندارين؟آخرشم يه صندل خريديم 150000( به چشاتون شك نكنين :صدو پنجاه هزار تومن!)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*با عرض پوزه ،چون امروز 5-6 تا اگ برگر(!) تلاونگ زدم تو رگ،بوي ... اتاقو برداشته ،دلو رودمم شده :جاده هزار پيچ گرگان!يه پك ديگه به سيگار بزنم كار خراب ميشه،
ديگه نميتونم خودمو نگه دارم ، ما رفتيم سراغ محل كار چنته بعدا بقيه جريان كفش صدو پنجاه هزار تومني رو واستون ميگم.
(آخ آخ !روكش صندلي قهوه اي شد! اين صاب مرده چرا Shot down نميشه....)

5/08/2002

برداشتن ات در من سنگيني كرد
برداشتن من سنگين بود
برداشتن آب ميان لبهايت
يكبار چنان درنوسان آمد
كه نام تورا در هيجان آب
همراه عطش آورد و نوشت:
تا فاجعه بر چيزهاي معمولي
افتاد ابديشان كرد



بر من چه فرود آمدتا برداشتنم را سنگين كرد
برداشتن آب چرا در من سنگين است
شايد هيجان نام تو ميان آب
معناي عطش-شايد-اين است.
ـــــــــــــــــــ
و زاير فرياد خودش را نشناخت،ديوانه شد×.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

×( سنگ ديوانه )شعري از هفتاد سنگ قبراثر جاودان يدالله رويايي .
امروز (17 ارديبهشت )تولد يدالله رويايي است.شاعر روزهاي فاصله،فاصله اي (تا حدس، تا انگار )كه در انتهاي حيات ما ايستاده است،فاصله اي تا مرگ. و چه زيبا ميگويد:
نه طول،نه ادامه،نه عدد،هيچ مفهومي از اين فاصله بيرون نيست.مفهوم هر سه را در آن و ازآن مي فهمم، كه اين فاصله خود،پر از فاصله هايي است كه حجم هاي كوچك خيال را مي سازند.

شاعر حجم هاي كوچك خيال،تولدت مبارك!

5/07/2002

يك راه مطمئن ترك سيگار...
1-ماني طومار بزرگي تهيه كرده بود كه براي تعليم وآموزش بيسوادان وطبقات عامي وجاهل بكار ميرفت.در اين طومار عظيم ماني صورت فرزندان ظلمت و ارباب انواع جهل و تاريكي وعفريتان بدبختي را ،بطور رنگ آميزي شده و بسيار بديع نقاشي كرده بود و با ارائه آن بمردم موجبات تنفر و اشمئزازآنان را فراهم مي آوردوبالعكس طومار ديگري تهيه كرده بود كه در آن فرزندان نور و روشنايي و فرشتگان عدل و محبت با تمثيل زيبا و فريبنده نقاشي شده بودند و با ارائه آنها به طبقات عامي ،موجبات جذب وعلاقه آنان را فراهم مي آورد.شايد از همين زمان بود كه عادت منقش ساختن و تذهيب و حاشيه نگاري و مصور ساختن كتب ،معمول و متداول گشت*...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2-ابوريحان بيروني در جايي مي نويسد:ماني با استناد به روايات و پيش بيني هاي عيسي در باره ء ظهور نجات دهنده اي بعد از او،خطاب به مريدانش ميگويد:
((... من فارقيط هستم،هماني كه مسيح ظهورش را نويد داد ،در هر زماني انبياء حكمت الهي و حقيقت را از جانب خداوند به مردم عرضه كرده اند،گاهي در هندوستان بوسيله ء پيغمبري چون بودا ،گاهي در ايران بوسيله ء زرتشت ،زماني در مغرب زمين بوسيله ء عيسي مسيح و عاقبت منكه ماني پيغمبر خداي حق هستم و مامور نشر حقايق در سرزمين بابل گشتم*...))
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3-ناطق نوري:((قرائتهاي مختلف و فهمهاي متفاوت بايد باشد ولي بايد ديد برداشت ولي امر از احكام و حدود اسلام چيست.آنجا كه ميخواهيم بدانيم كدام قرائت درست است،بايد ببينيم ولي امر چه مي فهمدبه نظر بنده اينكه بگوييم كسي حق ندارد نگاه و برداشتي داسته باشد صحيح نيست ممكن استفهمي را داشته باشيم اما يك فصل خطاب لازم است،قرائتهاي مختلف اگر هست باشداما بايد ببينيم ولي امر چه ميفهمد و برداشت رهبري چيست. رهبري فصل الخطاب قرائتهاي مختلف استو در غير اين صورت*...))
______________________________________________
4-آقا خسته نباشي،كنت(kent)بي واي(by)داري؟
-آره داداش بفرما...
-دستت درد نكنه چقد شد؟
-800 تومن!
-اي بابا همه جا كه 700 تومنه...
-نه داداش همه جا همينه!
-بابا من ديروز خريدم 700 تومن...
-اون ديروز بود!امروز امروزه!
- عزيز، من صبح خريدم:700 تومن ...
- تو اگه روزي يه بسته ميخري ما روزي يه باكس ميفروشيم! مرتيكه خر ،من كه واسه 100 تومن دوساعت زر نميزنم...،الاغ تو هنوز اينو نفهميدي؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و از اون روز به بعد من هر روز كتاب و سخنراني ميخونمومي رم نماز جمعه تا درستي قرائت خودمو از فصل الخطاب بپرسم، بعد برم سيگار بخرم ...
و اينجوري شد كه من سيگارو ترك كردم!(قابل توجه وبلاگ نويسان سيگاري!)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*از كتاب ماني نوشته حسين لعل/روزنامه رسالت7/7/1377

5/05/2002

نگاه
گز مي كنم،
محيط منحني مردمكت را
سر مي خورم
وليز مي خورم
-چنانكه كفشهايم در مژه هايت گير مي كند-
...
نگاه كه مي كنم:
تمام بادامها
-نشكسته-
تلخ مي شوند...

WOW!
طبق معمول رويه قضايي مرسوم مقبول مطبوع،هر سال موقع نمايشگاه كتاب و مطبوعات،بايد يه شيرمرد بچه مسلمون سر سفره ء بابا ننش نون خورده بياد و يه حال حسابي از اين جوجه روزنومه چي هاي بي غيرت مواجب بگير استكبار، بگيره .(اعوذ بالقاضي مرتضوي من الشيطان الرجيم!)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
سر تيتر:
روزنامه ايران و روزنامه بنيان بعلت پاره اي مسايل فسقولوژي،موقتا تپر تير تر شد
گروه راز بقاي خبر گذاري چنته (Chos press)، به نقل از منابع كاراگاه(!)در بخش خبري شبانه ء خود،خبر از ختنه سوران مملي چش عسلي،آآقا زاده ء يكي از قضات عاليرتبه قوه ء غذاييه داد.اين منبع كاراگاه در ادامه ، راز بقاي پرتقال هاي آبگيري در اين فصل را تعهد همه جانبه آنها به قانون مطبوعات كشور مطبوع بوركينا فاسوو قوانين اساسي كشورهاي متمدن نقده وعلي آباد كتول دانست.اين منبع در پايان فاش ساخت:اگر در ساعات اوليه فردا ،دم دكه روزنومه فروشيا رفتين، به هيچ وجه عطسه نكنيد!محتمل است تكه ءكوچك وسبز وغليظي از خلت مبارك به لوگوي روزنامه هاي موسوم به ششم خردادي(روز ختنه سوران مملي) بيفتد وآنگاه بايد خري ابتياع فرموده و چند كيلويي باقالي مازندراني
بار مباركش كنيد ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچنين گروه خبري وبلاگ نويسان با اشل و نشب(!)موسوم به:Tell me whyدر اين رابطه مصاحبه اي با چند تن از هموطنان عزيزمان انجام داده كه توجه شما را به آن جلب ميكنيم:
/رضا 17 ساله ،دانش آموز/ :
من فكر ميكنم با اين اقدام به موقع دستندركاران ،جامعه ء ما به سوي تعامل و مدنيت نزديك مي شود.من به نوبه خودم از تعطيلي اين دو روزنامه بسيار خرسندم،چون ديگر روزنامه اي مضر وجود ندارد كه وقت عزيز مرا بگيردوميتوانم تمام هم و غم خودم را صرف هدف اصليم يعني قبولي در يكي از دانشكده هاي معتبر خاورميانه(دانشگاه آزاد واحد سنقر آباد)كنم.
/رمضان 73 ساله،كشاورز/:
مو از اين صحبتا زياد سر در نمياروم،ولي مودونم كه كاملا حق با شمايه!پير شي الهي پسروم ،اگه تيرون ميري به كلثوم ننه بگو يه كم شير بز براش كنار گذاشتوم بياد ببره،خير ببيني الهي بازوم ايترفا بيا بابا.
/پرويز 51 ساله،استاد دانشگاه/:
قربان از اينكه وقت شريفتان رابه مصاحبه با اينجانب اختصاص داده ايد سپاسگذارم.به عقيده ء اين حقير سر آغاز انفكاك فكري در يك جامعه ء پسا مدرن از استمنا ءكومون اوليه
در بستر تفكر انسان نخستين هويداست.از نگاه روان پريشي سوشيال ريكاوري،تفهيم جايگاه رستنگاه شرب، مستوجب ميزان نعوظ ذهني در تئوري عواطف مدنيت است واين مهم خود در چالشي عميق با تشويشات صوري جورناليستي چون سارتر.لذا بايد روزنامه هاي مذكور از حالت توقيف موقت خارج كرده و به حالت توقيف دائم تبديلشان كنند!...باز هم سپاسگذارم.
/درنا 24 ساله،دانشجوي روابط بين الملل/:
اوا سللللللام!شمايين؟چقد اين مدل مو ي جديدتون بامزست!خيلي بهتون مياد...
جونم؟آها روزنامه ها...بين چون امروزخيلي تو دل برو شدي ،هرچي دلت خواست از قول من بنويس جيگر !خوبه؟راستي از پاسا پيروز فر چه خبر؟فروتن خوبه؟اگه ديديش از طرف من يه گاز محكم از لپاش بگير...
/اصغر 39 ساله،شغل آزاد/:
به به...چاكريم !بفرما ..امرتون؟...والا حييقتش ما تو حجره كيلويي روزنومه ميخريم :بعضياشون كاهين، بعضياشون رنگ پس ميدن،اين آخر آخريام يه سري خريديم خيلي فزرتي بودن ،دس بهشون ميزدي ،وا مي رفتن...اين دوتام تا حالا چن سري جلو مشتريا ،جر وا جر شدن ،آبرومون رفت.همون بيتر كه زرتشون قمصور شد!اگه بيشتر ااز اين چيزي ميخواين حاجي رفته ناهار ، ولي فك كنم بتونين پيداش كنين، ياداشت كنين:
.....0911225
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تفسير اخبار:
خب مخاطبين محترم ،همانطور كه ملاحظه كرديد همه ءاقشار فرهيخته وعادي جامعه در اين نكته متفقو ل قولند كه رستگاري و صلاح جامعه ما در بهداشتي بودن مطالب منشره در جرايدو ايمان و اعتقاد به مقدسات واستلزام به قانون اساسي است . مردم مسلمان ما به آزادي بيان در يك جامعه ء اآگاه ومتعهد،ارج مي نهد وهجمهء تبليغات سوء بنگاه هاي سخن پراكني بيگانه را به هيچ نمي انگارند.اگر همه در حفظ و رعايت حريم خطوط قرمز ،آبي، زرد،قهوه اي،بنفش،خاكستري،سبز فيروزه اي، بژ، يشمي ،آلبالويي،كله غازي و...،بكوشيم،
هيچ جريده اي از ادامه كار خود باز نخواهد ماند.
باتشكر از توجهي كه به اين بخش خبري داريد،روز و شب خوشي را برايتان آرزو مي كنيم .





5/04/2002

چرت و چولا،چرت و چولا،چرت و چولا
حقيقتش ،اولش يه برآمدگي بود(1)بعدش شد تاپاله(2)،بعدش شد يه تل(3)،بعدش يه هو بزرگ شد، شد: تپه،پير كه شده بود ،بهش ميگفتن كوه،واسه ء اينم كه دل بارونو نشكنه رفت شمال وسط كوهاي بعد ازيه جايي مثل رستم آباد( 4)،رو خودش با علفا شكل كشيد....اونوقتش...:
شعر ميخوند:
نقش يك دريچه رو
رو ميله ءقفس بكش
براي يكبار كه شده
جاي خودت نفس بكش(5)
بازيگر غصه نخور!
توي دامن غروب
يه هويج ،
اندازه ء هوس بكش
...
خلاصه ،بارون كه بند اومد (6) ،چمناي روي كوه، يه كم بلند شده بودن،تاج جناب پهلوي قاطي پاتي شده بود...يه نفر آدم زنده هم پيدا نشد هرسش كنه، آخه اون روزا(7) همه مردم يهو قاط زدنو شرو كرده بودن به ريش بلند كردن.ديگه همه بلند ميكردن(8)،كسي به فكر كوتاه كردن نبود(9). تا اينكه يه روز يه كي از اين ريش بلندا داشت مي رفت افتتاح،ديد:اهك...!
تاج شاه خائن وطن فروش نوكر آمريكا ،وسط كوه چيكار ميكنه؟!
دستور داد فوري روش دوبار علف بكارن تا شكلش از بين بره و خون شهدا پايمال نشه،بعدشم دستور داد يه الله(شبيه يه آدم شيكم گنده با يه كلاه سه دندونه)،كنارش با علف بكارن تا معلوم بشه يه من ماست چقد كره داره، بابا نا سلامتي مملكت ...با خربزه ... بابا هندونه،بابا...
بعدش هي دستور داد هي سخنراني كرد ،هي دستور داد هي سخنراني كرد،هي ... .
بعدش يه هو مرد، بردن خاكش كردن .بعد يه بابايي اومد رو قبرش ريد، ظاهرا ناراحتي روده داشت ،يه كم آبدار ريد!آبش با خاك قاطي شد شد كود.بعدم كودشو بردن يه جايي نزديك رستم آباد،ريختن رو دامنه ء كوه ، واسه اينكه يه يارويي داشت ميرفت بازديد،ديد :اهك...!بابا ناسلامتي....!آخه ...!بعدشم دستور داده بوداون مرتيكه شيكم گنده رو روش كود بريزنو يه لاغر مردني بغلش بكارن تا ...(10).
بعدش از كود تبديل شد به يه برامدگي وبعدش تل و بعدش تپه وآخرش كه پير شده بود بهش ميگفتن :كوه.واسه اينم كه دل بارون نشكنه،رو خودش با علفا شكل كشيد وميخوند:
نقش يك دريچه رو
رو ميله ء قفس بكش
براي يك بار كه شده
واسه خودت نفس بكش..
بازيگر...هويج...هوس..نقش...
و اين قصه ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توصيه هاي ايمني(11):
(1)بي تربيتا با چيز ديگه اشتباه نگيرن!
(2)با تربيتا با چيز ديگه اشتباه نگيرن!
(3)تريا كيا عوضي نگيرن!
(4)بخشي از توابع استان گيلان (كنار جاده تهران -رشت)
(5)قطعه اي از ترانه ء نقاب،جديدترين اثر سياوش قميشي،از آلبومي به همين نام.
(6)بعداز شديدترين بهمني كه تو كوه اومد فك كنم سال 57بود ...
(7)يه چن سال بعداز اون بهمنه..
(8)از لحاظ مكاني: بي تربيتا... نگيرن!/از لحاظ زماني:به قول حكيم ابولقايم قر دوسي(!):در آن روز گار ،سگان از باز شناسي صاحبانشان باز مانده بودندو ايشان را به جا نمي آوردند،جانم فداي شاه ،نميدانيد چه خر تو خري بود!
(9)همون بالاييه،شماره 8.(آخه دگمه ء Back space تو كي بردم خرابه ،ديگه اصلا حال ندارم چيزي رو پاك كنم!)
(10)بالاخره همه متوجه قضيه ء ماست و كره بشن!
(11)جوادا بهش ميگن:پاورقي!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
سايتون كم نشه،يا علي...









5/02/2002

توضيح:
صابخونه اومده نيومده، رفته مرخصي!
جمعه برميگرده.
از طرفداران ميليوني شان خواهش مي كنيم از غم فراغ خودكشي نكنند، وگرنه نوشته هاي بعدي رو از دست ميدن!
امضاء ، بي امضاء ! (دهه ... مگه همه چي بايد آخرش امضاء داشته باشه؟)

4/30/2002

قرباني
شنبه
يكشنبه
دوشنبه...
حالا نيمه شب پنج شنبه است:
تا سه تيغ صورتي پستاني يخ زده
مي نوردم...
( ازچكاد ماهيانه ء مهبلي مريض )
-دوستت دارم عشق من،دوستت دارم:
تا كنون چنين تخت
به چنين تختي تا نشده ام...
چپر هاي باغچه را ليس بزن،بز زنگوله پا!
-به ساق هاي تيغ خورده ام نگاه كن:
پشه اي
نرمي انتهاي رانم را
نيش مي زند...
درنگ نكن ،آفتاب پرست من!
...
چراغ ليمويي،
قز قز دشك فنري
و نواري كه سالها خوانده مي شود:
مرا ببوس مرا ببوس براي آخرين بار
...
ومن
-با بال پشه اي مرده روي لبم-
و او
كه حرف ميزند:
دهانت چه بوي تندي دارد،آفتاب پرست من؟
ومن كه در فكر شناورم:
شام
سير نخورده ام...
نه! اين قطره ء قهوه اي
يادگاري شراب به سبيلهاي مجعدم نيست
پس دوباره؟!
...
و او
(كه با مردمكي لرزان)
قاچ ميكند
چراغ ليمويي كنار اتاق را:
-نوار ديگري بگذار،
كه عاشقانه هايش
سپيد تر است و...
( احتمالا:بهداشتي تر!)
...
ودوباره ميخواند:
دختر زيبا امشب بر تو مهمانم بر پيش تو...
...
وشنبه
يكشنبه
دوشنبه
و چكيدني متعفن
تا پنج شنبه
كه نطفه اي نحيف
جاده ء جهنم را نذر مي كند...
-دوستت دارم عشق من، دوستت دارم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
*خسته شديم از بس از مسايل كاري حرف زديم يه كمم به زندگيمون برسيم ،خلق الله!

بابا اين FTPانمو آلبالويي كرده!اه.......

سلام.راستش براي امروز 2-3 تا سوژه ء توپ رديف كرده بودم ،همشونم تو محل كارم به ذهنم رسيد(اگه شما تا امروز همه ء متن ها رو دنبال كرده باشين ،حتما ميدونين چنته چي چي وا ميكنه و محل كارش كجاست!)اما وقتي نشستم پاي مانيتور و كانكت شدم،يه ميلي واسم اومده بود كه اونقد هيجان زده ام كرد،كه يه هو زرتم قمصور شد و همه چي يادم رفت(حتي وقتي داشتم محل كارم رو ترك ميكردم يادم رفت سيفونو بكشم!)ظاهرا شهرت ما اونقد عالم گير شده كه از نقاط مختلف اروپا و آمريكا ميل زدن و خواهش كردن كه مشكل توالتشونو حل كنيم .جلل الخالق!مگه اونام از اين چيزا از بدنشون خارج ميشه؟!اونم با اون همه اهنو تولوپ،با اون همه قولدورم بولدورم .منو باش كه فك مي كردم علم اونقد پيشرفته شده كه با فشار دادن يه دگمه ميشه هر چي كه خوردي تا ته اش هضم كني وبا يهSearch engine بفهمي كه كجا چه ويتاميني مي خوادو بعد بفرستي و تا فيها خالدونش جذب بشه.خب با اين حساب متاسفانه،ديگه چيزي واسه ريدن نميمونه!يعني راستييتش به خودم گفتم:پسر خيلي كه كارت بگيره،آخرش دفتر معاونت پژوهشي وزارت خارجه مي خوادت كه قضيه ء سهم ايران تو درياي خزر رو حل كني يا مثلا ميري تو كمسيون امنيت مجلسو يه مشاوره ء تخصصي باهاشون ميكني كه سيستم فاضلاب چه جوري اگوكشي بشه كه شوراي نگهبان بهشون ن ...!يا جاهاي پايين تر مثل ايران خودرو،شهرداري،آموزش و پرورش،راه و ترابري ...
اگرم بهم گير دادن يا مي رم پيش عمو ياسر وتوالت خونش رو(كه اين صهيونيستاي از خدا بي خبر با نصف محل كارش فرستادن هوا)، رديف ميكنم يا مي رم پيش دايي حامد ، شروع ميكنم به ساختن توالتاي عمومي با هزينه ء خودم!(يعني في سبيل لله!)هم يه كمكي به مردم مسلمون و ستم ديده ء افغان ميكنم(كه سالها، اونقداز مزارعشون مصرف مي كردن ،حتي شكل سنده هم يادشون رفته بود... بعد يه هو كشت خشخاش ممنوع شد و افتادن به ريغ ريغ!) هم با دولت مطبوعم تو باز سازي افغانستان همكاري ميكردم .
امااصلا فكر اين يكي رو نميكردم!
بذارين اصل قضيه رو بگم(ما كه با مشترياي پرو پا قرصمون اين حرفا رو نداريم):
ازنمايندهء تام احتيار اتحاديه ء اروپا برام يه ميل رسمي زدن كه ما ميخوايم گفتگوي انتقادي رو با شما از سر بگيريم:((چرا شما وقتي ميرينين براي تميز كردن كون مبارك، مثل ما ،از كاغذ توالت استفاده نميكنين؟(مثل انتخابات فرانسه !).چرا يه هو شيلنگو ول ميدين ،گه ميپاشين به تموم خاور ميانه؟تازه بعدش هيچوقت هم چاه فاضلابتون پر نميشه؟ ها ؟چرا؟!))
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*خب شما اگه جاي من بودين سوراخ بالا،پايينتون يكي نميشد؟حق بدين ديگه بابا.......

4/29/2002

طناب
شيون
ازدحام
و حنجره اي كبود
وباز هم زمين به آسمان خيانت مي كند...
خدا حافظ...
بيگناه من!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*تقديم به گوگول ترين و بيگناه ترين مرد زمين: سعيد حنايي و بقيه سعيداي دنيا (!!!!!)

پشت چراغ قرمز(2)
حالا ،ما تو اين خراب شده ديگه هيچ غصه اي نداريم.باور كنين همه چيز حله و روبراه!نه واسه روزنومه هاي بيچاره غصه ميخوريم،نه واسه روزنامه نگاراشون.نه بيكاري بيداد ميكنه نه فقر و فساد و فحشا و اعتياد.نمايشگاه كتاب نداريم،كه داريم!تخم مرغ تلاونگ نداريم،كه داريم!اتوبوس دو طبقه ء زنبل و زيمبو نداريم، كه داريم!توت فرنگي و چاقاله بادومم كه دراومده خدا رو شكر!معلما مونم كه قراره خودشون (با دمكراسي كامل !)مدير مدرسه رو انتخاب كنن (خدا پدرشونو بيا مرزه!) تازگيا سوسكاي خونمونم بحمدلله كمتر شده...گوش شيطون كر ،لوركوزنم كه اومد بالا، پوز اينگيليسيا رو زد!خب ديگه چي ميخواين؟
مي دونم...غصه ء عباس جديدي و حيدري رو ميخورين،ها؟نه بابا اصلا جاي نگروني نيست.بد به دلتون راه ندين.من يكي كه تو اين يكي دو روزه هر وقت پيچ راديو،تلويزيونو چرخوندم،دارن از دلاوري و افتخارات رسول مي گن،از پيشكسوتا نظر ميخوان،قوانين مسابقات انتخابي رو تكرار ميكنن،از پهلووني و عدالت صحبت مي كنن،از ورزش اول ما،از غرور ملي، از: كشتي.
قضيه كشتي، واقعا جديه(!)به قول آق شبخيز:آقا داستانيه! من چون مث همه ء مردوم ايرون ،مايه تيله داروسرخ و سفيدم،اصلا غصه ء هيچ چي رو نميخورم، ولي اينقد 5-6 تا كانال تلويزيوني وراديويي و ماهواره اي،( از صبح تا شب )از اينا حرف ميزنن، راستشو بخواين،تازگيا يه كمكي نگرون شدم.راست ميگن بيچاره ها ديگه...البته ...اونام راست ميگن
...خب حرف اينام منطقيه..اما ..نميدونم والا!كاش يه كاري ازم بر بياد!يه كي نيست بگه آخه رسول جون ،نوكرتم،پهلوون،قهرمون دنيا شدي درست!پوز اون آمريكاييه رو تو فينال زدي درست!بلغاريه رو فيتيله پيچ كردي درست!چشم چراغ مايي،يه آقايي ميكردي از همون دور اول ،يا جام تختي ميومدي تو دوشك!بخدا اگه حيدري و بقيه پهلوونا ميگفتن بالا چشت ابروست!
عباس جون تو اصلا كوتاه نيا ها... واسه چي سوگولي باهاس بياد تو وزن تو؟داداشش رييس فدراسيونه كه باشه!شما ها رو سنن؟حيدري بنده خدا چه گناهي داره؟بين غلامرضا يه وخ نكنه كوتاه بياي ها...سگ زرد برادر شغاله!اون اگه عرضه داشت تو انتخابات رييس جمهوري واسه حاج ناطق بنده خدا يه كاري ميكرد...
اما رسول جون خب يه كم فك كن تو كم مدال آووردي؟كم از جونت مايه گذاشتي؟نذار حقتو بخورن ! نذار...
اما عباس جون ...!آقا حيدري....!رسول...
واي!!!!! خدا جون چيكار كنم؟! امروز خود مجريه تو راديو گفت :همه در اين زمينه مسؤلن ،حتي گفت اگه من اين موضوع رو رك وراست نگم به اين تيريبون خيانت كردم ...
احساس ميكنم خيلي داغونم !از خواب و خوراك اوفتادم...
به جون خان داداش اگه اين قضيه رو حل نكنين خودمو...........(!)

4/27/2002

زگيل
باد معده را
قرقره كرد و قورت داد
زبانش دراز بود:
به خانه هاي پر از بوي كباب،
به زباله هاي همسايه
دراز..
مثل دنب مادرش
-رفيق فرخنده-
با چشمهاي سبز پرسشگر
مثل چشمهاي حاج قاسم
-كه هر وقت باغچه را آب ميداد،
زگيل ميزد-
گرسنه اش بود...
مي خواست تمام كيسه ها را پاره كند
ميحواست آزاد باشد
مثل استالين!
سالها بعد
سبيلس را كه باد برد،
ترش كرده بود
باد معده اش كه پخش شد
دهانش را باز كرد و گفت:
م
ي
وووووو
گربه
گنگ گريه بود.

4/25/2002

پشت چراغ قرمز(1)
-آقا مي بخشيد چرا موهاتونو اين مدلي زدين؟
-دختر تو حيا نميكني؟اين چه قيافه ايه واسه خودت درست كردي؟
-فلاني تو دكتري ناسلامتي!چرا اين جوري غذا ميخوري؟
-جناب شرمنده يه سوالي از خدمتتون داشتم:شما كه از خونواده ء محترمي هستين چرا دنبال اين چيزا رفتين؟ آخه شما ديگه چرا؟
-دلم خوشه بچه بزرگ كردم !به جون با با اگه اين دفعه اين دختره ء عوضي رو باهات ببينم ديگه جات تو اين خونه نيست، گفته باشم!
-اگه فك كردي معني آزادي اينه كه هر غلطي دلت خواست مي توني انجام بدي،كور خوندي جونم !ما كلي شهيد نداديم كه تو تو كوه خط چشم آبي بكشي!با پسراي نا محرم سينما بري !لابد چيز برگرم ميخوري ها؟راستشو بگو!
القاب ،برچسب ها، شناسنا مه هاي مجازي و تعريف تربيت ،عرف،عادت آ خر قضيه هم همه شاعر ميشن:
خواهي نشوي رسوا
همرنگ جماعت شو!
*اطلاعات عمومي :ميدونين چرا ما بمب اتم رو كشف نكرديم؟به سه دليل:
1)واسه اين كه بجاي دعاي ندبه، ميريم Britny spears گوش ميكنيم.
2)عوض شتر سواري، پژو 206ميشينيم.
3)بجاي نون و خرما ،زرت و زرتHot dogو لازانيا ميخوريم.
همين!(ضمنا مخلص جلال آل احمدم هستيما ...)

4/24/2002

شكار شبانه
ــــــــــــــــ
تازگيها
خرناسه اي وحشي
بروي بدنم دراز ميكشد
-وقتي كه شام خربزه است و
ناخودآگاه ترين ضمير،زخمي-
خميازه ء سپيده دم
خاطره ء چرتهاي پاره پاره است
چرت هاي خواب نديده و ديده...
چرت هاي خوشمزه ء مرده!
تصميم را گرفته ام:
امشب
ـقبل از خواب-
به تفنگ فكر ميكنم و پلنگي
با خالهاي يشمي
فردا،
خيابان خوابم
حكومت نظاميست!

4/22/2002

ساعت 4 بعداز ظهره يه روز آفتابي وبهاري.واي كه اصلا حال تايپ كردن هم ندارم. دارم از خواب مچاله ميشم .ديشب طبق عادت هميشه (كه حوصله ء دو ساعت وايسادن تو دستشويي رو ندارم)رفتم جلوي تلويزيون كه از مسواك زدن 10 دقيقه اي حوصلم سر نره!اول كانال VOXرو گرفتم:يكي از همون فيلماي نيمه سكسي شباي يكشنبه.اصلا حوصلشو نداشتم.رفتم روRTL2اونم بيمزه بود يه فيلم جنايي مسخره.TV5هم داشت گزارش انتخابات فرانسه رو ميگفت كه ژوسپن و ژاك شيراك هر كدوم به زحمت بتونن 20%آرا رو به خودشون اختصاص بدن و از همون اول دارن تبليغات اين طوري شروع ميكنن كه به نامزد واقعا ايده آل خود راي بدينكه براي دور دوم از ناشناخته ها جلو بزنن،خب اينا چه ربطي به من داره؟!رفتم رو كانالاي ايرونيPARSTV/ITN/TAPESH/APADANA اه! اينام كه هيچكدومشون نميگيره (مردم از بس باsatelllite finder ور رفتم!).اين آقا بالا سراي ماهم انگار مخشونو رهن كامل كردن!ديدن NITV كارتي شده گفتن خب حالا از بيكاري چيكار كنيم؟ها بريم اين برج كج و كوله ء مخابراتو بندازيم تو كار .هر چي به موبايل ها گند زد كافيه،بريم سراغ اين 4-5 تا كانال مستهجن!دو سه ماهي ميشه شروع كردن به پارازيت فرستادن!(يكي نيست بگه چرا كانال با تربيت و آگاه و آينده ساز(!) مجاهدين قطع نكردين؟از صبح تا شب داره درس انقلابي بودن ومقاومت اسلامي ميده!خب ما كه خوب وبدمون ،خودمون سرمون نميشه حتما حكمتي در كاره!) خلاصه از همه جا كه نا اميد شدم غلط به كارمون شد ،دستمون رفت رو جذاب ترين كانل ماهواره اي دنيا ميدونين كه كودومو مي گم؟جي جي خودمون.اوا ببخشيد،ميخواستم امروز بي تربيتي حرف نزنم!ولي وافعا گوگوله:كانل پر مخاطب در سراسر راه شيري(!)كانالJAM-E-JAM.خلاصه ميخواستم نديده خاموش كنم كه ديدم:اي بابا اين كه آتنه خانوم خودمونه!واقغا جيگريه واسه خودش!(البته خوشگلي سليقه ايه )من كه از دوران پس از بلوغ(!) عاشقش بوده و هستم وتا وقتي كه فرق مرد از زن بتونم تشخيص بدم ،به اين عشق آسماني خيانت نميكنم!آره داشتم ميگفتم..پامون،دستمون،نميدونم چي بود كه يه هو شل شد!ديدم يه ميز گرد در باره ء نقش زن در سينماي ايرانه.يه خانوم منتقد رو دعوت كرده بودن كه از نظر من هيچ چي حاليش نبود،چون هم دندوناش فاصله داشت،هم سيبيلاشو خوب نزده بود،هم سيا سوخته بود ،ظاهرا چند وقتيه رنگ مو هم گرون شده و... بقيشو مي سپرم به تخيل خودتون! يه آقاي مجري هم بود كه پوز شيخ پشم الدين كشكولي رو زده بود تو سيبيلاش ميتونستي همه چي در بياري:روباه،گربه،جوجه تيغي...عين اسكناس هزار تومني بود!!!!!
سرتونو درد نيارم غير از آتنه خانوم گلم بقيشون يه ريز تپر تير تر ميگفتن:بعله!زن بايد....،شخصيت زن مسلمان.....،نگاه فمينيستي.....،زن توسري خور ...،زن استاد دانشگاه...،بلوغ سينماي پس از انقلاب...،زن رجاله ء فاسق كثيف هرزه ء قاتل آلت دست سينماي غرب......و....
يارو داشت از موج نو فيلمهاي جشنواره اي در سينماي ايران حرف ميزد كه نگاه شون به زن، مصرف جشنواره اي داره،من داشتم به اين فك ميكردم كه اين دختر هميشه رژاي خوشرنگ ملايمي ميزنه و خط چشمش طوري به چشاش حالت ميده كه انگار ميخواد آدمو بخوره و رفتم تو خيالاتم...
آره...رسيده بودم به سفر دريا كنار با عشقم كه زير آفتاب رو شنا دراز كشيده بود وقش قش ميخنديد...
-ها ها-هاها-هاها بينم تو از ديشب تا حالا داشتي مسواك ميزدي پسرم؟
چشممو كه وا كردم از بين نور شديدي كه چشامو ميزد صورت مامانمو ديدم كه قش قش ميخديد :رو دهنم كف خشك شده بود و لاي موهام پر خمير دندون! سفيد سفيد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ميگما:اگه امروز حال و حوصله ء تايپ كردن داشتم چند خط مي شد؟!

4/21/2002

در پس گاهنامه ء هزار پستوي هنر
در پس هزار پستوي گاهنامه ء هنر
و هزار هنر در پستو
تكرار
تكرار
تكرار
...
مردمان سرزمينم را،گاهنامه ايست:
هزارهء جديد
هزار پستوي تو در تو
و هبوط...
ديريست
هنرمندي در بيان تفكرش
هنر شده است.

چنته


آرشيو 1

This page is powered by Blogger. Isn't yours?